مقاله ۱۳ از ۱۵۰ · مجموعه‌ی «ابعاد نظریه ثابت‌های انسانی»

بقا در نظریه ثابت‌های انسانی

فهرست مقاله

مقدمه

بقا بنیادی‌ترین مسئله هر موجود زنده و یکی از اساسی‌ترین مسائل زندگی انسانی است. انسان برای ادامه حیات خود به منابع، امنیت، سلامت، محیط مناسب، همکاری و توانایی مقابله با تهدیدها نیاز دارد. جوامع و تمدن‌ها نیز برای ادامه وجود خود باید بتوانند منابع لازم را فراهم کنند، جمعیت خود را حفظ کنند، با تهدیدهای داخلی و خارجی مقابله کنند و ظرفیت‌های خود را برای نسل‌های آینده بازتولید کنند.

در نظریه ثابت‌های انسانی، بقا یکی از چهار ثابت بنیادی و نسبتاً پایدار انسانی است. منظور از «ثابت» در اینجا یک مقدار عددی و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه یک نیاز یا گرایش بنیادی است که در شرایط و فرهنگ‌های مختلف، شکل و شدت متفاوتی پیدا می‌کند.

از این منظر، بقا یکی از پایه‌های اساسی رفتار فردی و جمعی انسان و یکی از عناصر اصلی در شکل‌گیری و تحول نظام‌های اجتماعی است.

۱۳.۱ ـ مفهوم بقا

بقا به توانایی حفظ و ادامه حیات فرد، گروه، جامعه یا تمدن در طول زمان اشاره دارد.

بقا در سطح انسانی تنها به زنده ماندن زیستی محدود نیست. انسان برای ادامه زندگی به مجموعه‌ای از شرایط مادی و اجتماعی نیاز دارد.

این شرایط می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

- غذا؛

- آب؛

- مسکن؛

- انرژی؛

- سلامت؛

- امنیت؛

- منابع اقتصادی؛

- محیط مناسب؛

- و دسترسی به شبکه‌های همکاری.

بنابراین بقا در نظریه ثابت‌های انسانی مفهومی چندبعدی است.

۱۳.۲ ـ بقا به‌عنوان یک ثابت انسانی

انسان‌ها در شرایط تاریخی و فرهنگی متفاوت، نیازهای گوناگونی دارند؛ اما اصل نیاز به ادامه حیات از میان نمی‌رود.

آنچه تغییر می‌کند، شکل تأمین بقا، سطح منابع مورد نیاز، اولویت‌های بقا و ابزارهای مورد استفاده است.

برای انسان شکارگر، تأمین غذا و امنیت ممکن است مهم‌ترین مسئله باشد.

برای انسان امروز، بقا می‌تواند با اقتصاد، سلامت، فناوری، امنیت اجتماعی، انرژی، محیط زیست و شبکه‌های پیچیده تولید و توزیع ارتباط پیدا کند.

بنابراین:

ثبات بقا در اصل نیاز است، نه در شکل تحقق آن.

۱۳.۳ ـ بقا و ارتباط

انسان موجودی اجتماعی است و بخش مهمی از ظرفیت بقای او از طریق همکاری با دیگران تأمین می‌شود.

تأمین غذا، دفاع، مراقبت از کودکان، تولید، تجارت و انتقال دانش همگی می‌توانند به ارتباط و همکاری وابسته باشند.

در نتیجه، ضعف ارتباط می‌تواند ظرفیت بقا را کاهش دهد.

از سوی دیگر، فشار شدید برای بقا ممکن است رقابت بر سر منابع را افزایش دهد و ارتباط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.

بنابراین میان بقا و ارتباط رابطه‌ای دوطرفه وجود دارد.

۱۳.۴ ـ بقا و معنا

بقا تنها مسئله تأمین منابع مادی نیست.

انسان‌ها برای ادامه زندگی جمعی نیازمند دلایلی برای همکاری، تحمل هزینه‌ها و پذیرش قواعد اجتماعی هستند.

ارزش‌ها، باورها، هویت‌ها و تصور انسان‌ها از آینده می‌توانند بر رفتارهای مربوط به بقا اثر بگذارند.

از این رو، معنا می‌تواند به سازمان‌دهی تلاش‌های جمعی برای بقا کمک کند.

در مقابل، بحران شدید بقا نیز می‌تواند نظام‌های معنایی را تغییر دهد.

۱۳.۵ ـ بقا و نظم

تأمین امنیت و منابع بدون نوعی نظم اجتماعی دشوار است.

قوانین، نهادها، مالکیت، قراردادها و سازوکارهای حل تعارض می‌توانند امکان استفاده و توزیع منابع را فراهم کنند.

از سوی دیگر، نظم بیش از حد سخت ممکن است دسترسی گروه‌های مختلف به منابع را محدود کند و تعارض ایجاد کند.

بنابراین بقا و نظم نیز رابطه‌ای متقابل دارند.

۱۳.۶ ـ بقا و منابع

منابع یکی از مهم‌ترین پایه‌های بقا هستند.

منابع می‌توانند طبیعی، اقتصادی، انسانی، فناورانه یا اجتماعی باشند.

اما داشتن منابع به‌تنهایی تضمین‌کننده بقا نیست.

جامعه‌ای ممکن است منابع طبیعی فراوان داشته باشد، اما به دلیل مدیریت ضعیف، توزیع نامناسب، فساد، جنگ یا تخریب محیط زیست نتواند از آنها برای بقای بلندمدت استفاده کند.

بنابراین باید میان وجود منابع و ظرفیت تبدیل منابع به قابلیت بقا تفاوت گذاشت.

۱۳.۷ ـ بقا و محیط زیست

محیط زیست یکی از پایه‌های مادی بقاست.

آب، خاک، هوا، تنوع زیستی و منابع طبیعی در بسیاری از جوامع نقش اساسی در زندگی دارند.

تخریب محیط زیست می‌تواند ابتدا یک مسئله زیست‌محیطی به نظر برسد، اما پیامدهای آن ممکن است به اقتصاد، مهاجرت، سلامت، امنیت، ارتباطات اجتماعی و نظم سیاسی منتقل شود.

از این منظر، بقا یک مسئله جدا از محیط زیست نیست.

۱۳.۸ ـ بقا و جمعیت

جمعیت هم برای بقا اهمیت دارد و هم می‌تواند بر ظرفیت بقا فشار وارد کند.

جمعیت نیروی انسانی، دانش، مهارت و ظرفیت تولید ایجاد می‌کند.

اما رشد جمعیت بدون منابع کافی می‌تواند فشار بر آب، غذا، انرژی، مسکن و محیط زیست را افزایش دهد.

کاهش شدید جمعیت نیز می‌تواند موجب کاهش نیروی کار، افزایش فشار بر نسل فعال و تضعیف برخی نهادهای اجتماعی شود.

بنابراین رابطه جمعیت و بقا خطی و ساده نیست.

۱۳.۹ ـ بقا و اقتصاد

اقتصاد یکی از مهم‌ترین سازوکارهای تأمین بقا در جوامع پیچیده است.

تولید، توزیع، مصرف، سرمایه‌گذاری و تجارت همگی بر دسترسی افراد و جوامع به منابع اثر می‌گذارند.

بحران اقتصادی می‌تواند ابتدا قدرت خرید و اشتغال را کاهش دهد، اما پیامدهای آن ممکن است به ارتباط، اعتماد، معنا و نظم نیز منتقل شود.

از این رو، در نظریه ثابت‌های انسانی اقتصاد را می‌توان یکی از سازوکارهای مهم تحقق ثابت بقا دانست، نه خودِ ثابت بقا.

۱۳.۱۰ ـ بقا و فناوری

فناوری ظرفیت انسان برای تأمین منابع و مقابله با تهدیدها را افزایش داده است.

کشاورزی، پزشکی، انرژی، حمل‌ونقل و فناوری اطلاعات نمونه‌هایی از ابزارهایی هستند که ظرفیت بقا را افزایش داده‌اند.

اما فناوری می‌تواند تهدیدهای جدید نیز ایجاد کند.

وابستگی شدید به زیرساخت‌های فناورانه، خطرات سایبری، تغییرات بازار کار و برخی آثار محیط‌زیستی فناوری می‌توانند آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای ایجاد کنند.

بنابراین اثر فناوری بر بقا باید در چارچوب کل نظام بررسی شود.

۱۳.۱۱ ـ بقا و همکاری

همکاری یکی از مهم‌ترین سازوکارهای افزایش ظرفیت بقاست.

افراد می‌توانند از طریق تقسیم کار، تخصص، مبادله و همکاری جمعی، ظرفیت خود را بسیار فراتر از توان فردی افزایش دهند.

تمدن‌ها نیز تا حد زیادی بر شبکه‌های گسترده همکاری استوار بوده‌اند.

اما همکاری زمانی پایدارتر است که با اعتماد، قواعد قابل قبول و منافع نسبتاً قابل تنظیم همراه باشد.

۱۳.۱۲ ـ بقا و رقابت

رقابت نیز بخشی از رفتار انسانی است.

رقابت بر سر منابع، موقعیت، قدرت و فرصت‌ها می‌تواند موجب نوآوری و افزایش کارایی شود.

اما اگر رقابت از ظرفیت تنظیم خارج شود، می‌تواند به تعارض، خشونت، کاهش اعتماد و تخریب منابع منجر شود.

از این رو، بقا همواره نتیجه همکاری نیست؛ بلکه تعامل میان همکاری و رقابت نیز در آن نقش دارد.

۱۳.۱۳ ـ بقا و امنیت

امنیت یکی از مهم‌ترین ابعاد بقاست.

امنیت فردی، اجتماعی، اقتصادی، غذایی، انرژی و محیط‌زیستی همگی می‌توانند بر توان ادامه زندگی اثر بگذارند.

اما امنیت نیز باید با سایر ثابت‌ها در تعادل باشد.

اگر تأمین امنیت با محدودیت شدید ارتباط، معنا یا آزادی‌های اجتماعی همراه شود، ممکن است در حوزه‌های دیگر عدم تعادل ایجاد کند.

بنابراین امنیت را باید یکی از مؤلفه‌های بقا دانست، نه هدفی مستقل و نامحدود.

۱۳.۱۴ ـ بقا و جنگ

جنگ یکی از شدیدترین تهدیدها برای بقاست، اما در عین حال می‌تواند ساختارهای اجتماعی را نیز تغییر دهد.

جنگ ممکن است:

- منابع را تخریب کند؛

- جمعیت را جابه‌جا کند؛

- شبکه‌های ارتباطی را از بین ببرد؛

- نظام‌های معنایی را دگرگون کند؛

- و ساختارهای نظم سیاسی را تغییر دهد.

بنابراین آثار جنگ را نمی‌توان فقط در حوزه بقا بررسی کرد؛ بلکه باید اثر متقابل آن بر هر چهار ثابت را مورد توجه قرار داد.

۱۳.۱۵ ـ بقا و مهاجرت

مهاجرت می‌تواند پاسخی به فشارهای مربوط به بقا باشد.

جنگ، کمبود منابع، بیکاری، بحران محیط زیست یا ناامنی می‌توانند افراد را به تغییر محل زندگی وادار کنند.

اما مهاجرت خود می‌تواند بر چهار ثابت در جامعه مبدأ و مقصد اثر بگذارد.

برای جامعه مبدأ، مهاجرت ممکن است فشار جمعیتی را کاهش دهد اما نیروی انسانی را نیز خارج کند.

برای جامعه مقصد، مهاجرت ممکن است نیروی کار و تنوع ایجاد کند اما نیازمند سازوکارهای جدید ارتباط و نظم باشد.

۱۳.۱۶ ـ بقا و تغییر اقلیمی

تغییرات اقلیمی می‌تواند یکی از چالش‌های مهم بقا در دهه‌های آینده باشد.

افزایش دما، تغییر الگوی بارش، خشکسالی، افزایش سطح آب دریاها و رخدادهای شدید آب‌وهوایی می‌توانند بر منابع، سلامت، کشاورزی و سکونتگاه‌های انسانی اثر بگذارند.

پیامدهای این تغییرات نیز ممکن است از بقا به ارتباط، معنا و نظم منتقل شوند.

از این رو، تغییر اقلیمی نمونه‌ای مناسب برای بررسی تعامل میان چهار ثابت انسانی است.

۱۳.۱۷ ـ بقا و نسل‌های آینده

بقای یک جامعه فقط به بقای نسل حاضر محدود نیست.

اگر نسل حاضر منابع و ظرفیت‌های تولیدی و زیست‌محیطی را به گونه‌ای مصرف کند که نسل‌های آینده نتوانند نیازهای اساسی خود را تأمین کنند، نمی‌توان چنین وضعیتی را پایدار دانست.

بنابراین بقا دارای یک بعد بین‌نسلی نیز هست.

این مسئله رابطه میان بقا و پایداری را آشکار می‌کند.

۱۳.۱۸ ـ بقا و بحران

بحران زمانی شکل می‌گیرد که ظرفیت‌های عادی یک نظام برای پاسخ به تهدید کافی نباشد.

در بحران‌های مربوط به بقا، فشار می‌تواند به سرعت به حوزه‌های دیگر منتقل شود.

برای مثال:

کمبود منابع → افزایش رقابت → کاهش اعتماد → تعارض اجتماعی → فشار بر نظم

این زنجیره نشان می‌دهد که ثابت بقا از سایر ثابت‌ها جدا نیست.

۱۳.۱۹ ـ بقا و ظرفیت تنظیم

توانایی تنظیم نقش مهمی در حفظ بقا دارد.

نظامی که بتواند به‌موقع کمبود منابع، خطرات محیطی یا تغییرات جمعیتی را شناسایی کند، می‌تواند پیش از رسیدن بحران به مرحله شدید واکنش نشان دهد.

بنابراین کیفیت اطلاعات، سرعت تصمیم‌گیری و توان اجرای سیاست‌ها می‌تواند بر ظرفیت بقا اثرگذار باشد.

۱۳.۲۰ ـ امکان سنجش بقا

برای تبدیل بقا به یک مفهوم قابل آزمون، باید آن را به شاخص‌های مشخص تبدیل کرد.

برخی شاخص‌های احتمالی عبارت‌اند از:

- دسترسی به منابع ضروری؛

- امنیت غذایی؛

- دسترسی به آب؛

- امنیت انرژی؛

- سطح سلامت؛

- امنیت فیزیکی؛

- ظرفیت تولید؛

- دسترسی به زیرساخت‌ها؛

- آسیب‌پذیری در برابر بحران؛

- ظرفیت تأمین منابع در بلندمدت؛

- و توان بازسازی پس از شوک.

انتخاب شاخص‌ها باید متناسب با سطح تحلیل و شرایط جامعه باشد.

۱۳.۲۱ ـ بقا و آزمون نظریه ثابت‌های انسانی

ثابت بقا یکی از مناسب‌ترین حوزه‌ها برای آزمون تجربی نظریه است، زیرا بسیاری از ابعاد آن قابلیت اندازه‌گیری دارند.

اما باید از تقلیل بقا به یک شاخص واحد پرهیز کرد.

ممکن است یک جامعه از نظر اقتصادی قدرتمند باشد ولی از نظر امنیت غذایی یا محیط‌زیستی آسیب‌پذیر باشد.

بنابراین سنجش بقا باید چندبعدی باشد و رابطه آن با سه ثابت دیگر نیز بررسی شود.

نتیجه‌گیری

در نظریه ثابت‌های انسانی، بقا یکی از چهار گرایش بنیادی و نسبتاً پایدار انسان است. شکل تحقق این نیاز در طول تاریخ تغییر کرده، اما اصل نیاز به ادامه حیات همچنان باقی مانده است.

بقا فقط به زنده ماندن زیستی محدود نیست؛ بلکه با منابع، امنیت، اقتصاد، محیط زیست، جمعیت، فناوری، همکاری و نظم اجتماعی ارتباط دارد.

مهم‌تر از همه، بقا از سه ثابت دیگر جدا نیست. ارتباط می‌تواند ظرفیت بقا را افزایش دهد؛ معنا می‌تواند همکاری برای بقا را سازمان دهد؛ و نظم می‌تواند منابع و روابط لازم برای بقا را تنظیم کند.

بنابراین در نظریه ثابت‌های انسانی، بقا را باید نه به‌عنوان یک نیاز منفرد، بلکه به‌عنوان یکی از چهار پایه یک نظام انسانی به‌هم‌پیوسته بررسی کرد.

جمله کلیدی:

در نظریه ثابت‌های انسانی، بقا گرایش بنیادی و نسبتاً پایدار انسان و نظام‌های انسانی به حفظ و ادامه حیات است که تحقق آن به منابع، امنیت، محیط، همکاری و تنظیم روابط با سه ثابت دیگر، یعنی ارتباط، معنا و نظم، وابسته است.

درباره‌ی این مقاله این نوشته بخشی از مجموعه‌ی ۱۵۰ مقاله‌ای «ابعاد نظریه ثابت‌های انسانی» نوشته‌ی محمد رسول محسنی رجائی است. نظریه · همه‌ی مقالات · کتاب این جلد