همکاری و رقابت در ارتباط با بقا
فهرست مقاله
مقدمه
بقا در زندگی انسانی تنها به منابع طبیعی، فناوری یا توان تولید وابسته نیست؛ بلکه به نحوه رابطه انسانها با یکدیگر نیز وابسته است. انسانها برای تأمین بسیاری از نیازهای اساسی خود به همکاری، تقسیم کار، مبادله، اعتماد و سازمانیافتگی نیاز دارند. در مقابل، محدودیت منابع، تفاوت منافع و اختلاف اهداف میتواند رقابت و تعارض ایجاد کند.
از منظر نظریه ثابتهای انسانی، همکاری و رقابت را نباید دو وضعیت کاملاً متضاد و مستقل دانست. هر دو میتوانند بخشی از سازوکارهای اجتماعی تحقق بقا باشند. مسئله اصلی این است که همکاری و رقابت در چه شرایطی، با چه شدتی و در چه چارچوبی عمل میکنند و چه اثری بر رابطه چهار ثابت انسانی دارند.
۲۰.۱ ـ همکاری و رقابت در چارچوب نظریه ثابتهای انسانی
همکاری زمانی شکل میگیرد که افراد یا گروهها بخشی از منافع خود را از طریق اقدام مشترک بهتر تأمین کنند. رقابت زمانی شکل میگیرد که افراد یا گروهها برای دستیابی به یک هدف، منبع یا موقعیت محدود با یکدیگر وارد رقابت شوند.
هر دو پدیده در جوامع انسانی تقریباً همواره وجود داشتهاند. بنابراین نمیتوان یکی را کاملاً مثبت و دیگری را کاملاً منفی تلقی کرد.
در نظریه ثابتهای انسانی، ارزش یا پیامد همکاری و رقابت باید بر اساس تأثیر آنها بر بقا، ارتباط، معنا و نظم ارزیابی شود.
۲۰.۲ ـ همکاری بهعنوان سازوکار بقا
بسیاری از مسائل بقا از توان یک فرد فراتر هستند. تأمین غذا، ساخت مسکن، دفاع، مراقبت از کودکان، تولید، انتقال دانش و مدیریت منابع، در بسیاری از جوامع به همکاری میان افراد نیاز داشته است.
همکاری با تقسیم وظایف و تجمیع منابع میتواند ظرفیت یک جامعه را برای مقابله با مشکلات افزایش دهد.
از این منظر، همکاری را میتوان یکی از سازوکارهای مهم تبدیل ظرفیتهای فردی به ظرفیت جمعی بقا دانست.
۲۰.۳ ـ تقسیم کار و افزایش ظرفیت بقا
یکی از پیامدهای مهم همکاری، تقسیم کار است. هنگامی که افراد وظایف متفاوتی را بر عهده میگیرند، امکان تخصصیشدن فعالیتها و افزایش بهرهوری فراهم میشود.
تولید غذا، ساخت ابزار، درمان، آموزش، مدیریت و دفاع میتوانند میان افراد مختلف تقسیم شوند.
بنابراین پیچیدهتر شدن جامعه لزوماً به معنای کاهش توان بقا نیست؛ اگر تقسیم کار و همکاری بتواند با نظم و ارتباط مناسب همراه شود، ممکن است ظرفیت بقا افزایش یابد.
۲۰.۴ ـ اعتماد و همکاری
همکاری پایدار معمولاً به سطحی از اعتماد نیاز دارد. اگر افراد انتظار داشته باشند که دیگران تعهدات خود را انجام نمیدهند، انگیزه همکاری کاهش مییابد.
اعتماد میتواند هزینههای مبادله و نظارت را کاهش دهد و امکان شکلگیری فعالیتهای مشترک را افزایش دهد.
در اینجا ارتباط مستقیماً به بقا پیوند میخورد: ضعف ارتباط و اعتماد میتواند هزینه دستیابی به اهداف بقا را افزایش دهد.
۲۰.۵ ـ همکاری در شرایط بحران
اهمیت همکاری در شرایط بحران معمولاً بیشتر آشکار میشود. بلایای طبیعی، جنگ، کمبود منابع، بیماریهای فراگیر یا بحرانهای اقتصادی میتوانند نیاز به اقدام جمعی را افزایش دهند.
اگر شبکههای اجتماعی و نهادهای همکاریکننده وجود داشته باشند، جامعه ممکن است بتواند بخشی از آسیبها را کاهش دهد.
اما بحران میتواند نتیجه معکوس نیز داشته باشد و موجب کاهش اعتماد، احتکار منابع، رقابت شدید و تعارض شود.
بنابراین بحران میتواند همکاری را تقویت یا تضعیف کند.
۲۰.۶ ـ رقابت بهعنوان بخشی از زندگی اجتماعی
رقابت نیز بخشی از رفتار انسانی است. منابع، فرصتها، موقعیتهای اقتصادی و اجتماعی و برخی منافع دیگر ممکن است محدود باشند.
رقابت میتواند افراد را به افزایش تلاش، نوآوری، کاهش هزینه و استفاده کارآمدتر از منابع ترغیب کند.
بنابراین رقابت لزوماً ضد بقا نیست. در شرایط مناسب، میتواند ظرفیت تولید و نوآوری را افزایش دهد.
۲۰.۷ ـ رقابت و محدودیت منابع
هرچه منابع کمیابتر باشند، احتمال رقابت بر سر آنها افزایش مییابد.
رقابت برای آب، زمین، غذا، انرژی، شغل یا فرصتهای اقتصادی میتواند در محدودهای سازنده باشد، اما اگر سازوکارهای تنظیمکننده وجود نداشته باشند، ممکن است به تعارض و کاهش همکاری منجر شود.
بنابراین اثر رقابت بر بقا به شدت رقابت، نوع منبع، قواعد توزیع و ظرفیت تنظیم تعارض وابسته است.
۲۰.۸ ـ از رقابت به تعارض
رقابت و تعارض یکسان نیستند.
رقابت میتواند در چارچوب قواعد پذیرفتهشده ادامه پیدا کند، در حالی که تعارض ممکن است قواعد موجود را تضعیف یا نقض کند.
اگر رقابت از طریق قانون، هنجار، مذاکره و نهادها تنظیم شود، ممکن است بدون تخریب ارتباط اجتماعی ادامه یابد. اما اگر رقابت به حذف، خشونت یا نابودی طرف مقابل منجر شود، میتواند بقا و نظم را همزمان تضعیف کند.
۲۰.۹ ـ همکاری و رقابت همزمان
در بسیاری از نظامهای انسانی، همکاری و رقابت همزمان وجود دارند.
برای مثال، بنگاههای اقتصادی ممکن است برای سهم بازار رقابت کنند، اما همزمان در رعایت برخی قواعد، ایجاد زیرساخت یا استفاده از استانداردهای مشترک همکاری داشته باشند.
کشورها نیز ممکن است در برخی حوزهها با یکدیگر رقابت کنند و در حوزههایی مانند تجارت، محیط زیست یا مقابله با تهدیدهای مشترک همکاری کنند.
بنابراین رابطه همکاری و رقابت را بهتر است بهصورت یک طیف و ترکیب پویا در نظر گرفت، نه دو وضعیت کاملاً جدا.
۲۰.۱۰ ـ همکاری، رقابت و ارتباط
از منظر نظریه ثابتهای انسانی، همکاری و رقابت مستقیماً با ثابت ارتباط مرتبطاند.
ارتباط مؤثر میتواند همکاری را تسهیل و تعارض ناشی از رقابت را کنترل کند. در مقابل، قطع ارتباط یا کاهش اعتماد میتواند رقابت را به تعارض شدیدتر تبدیل کند.
بنابراین کیفیت ارتباطات اجتماعی یکی از عواملی است که تعیین میکند رقابت به نوآوری و کارآمدی منجر شود یا به شکاف و تعارض.
۲۰.۱۱ ـ همکاری، رقابت و معنا
نظامهای معنایی نیز بر نحوه همکاری و رقابت تأثیر میگذارند.
اگر همکاری ارزشمند تلقی شود، افراد ممکن است حتی در شرایطی که منفعت فوری شخصی ندارند، برای هدف جمعی مشارکت کنند.
در مقابل، اگر موفقیت صرفاً بر اساس دستاورد فردی تعریف شود، ممکن است رقابت شدیدتر شود.
بنابراین ارزشها و هنجارهای اجتماعی میتوانند جهت و شدت همکاری و رقابت را تغییر دهند.
۲۰.۱۲ ـ همکاری، رقابت و نظم
نظم اجتماعی چارچوبی فراهم میکند که همکاری و رقابت در آن انجام میشوند.
قانون، قرارداد، مالکیت، نهادهای داوری و قواعد بازار نمونههایی از سازوکارهایی هستند که میتوانند رقابت را در محدودهای قابلتحمل نگه دارند.
همچنین نهادهای اجتماعی میتوانند همکاری را تسهیل کنند و از تبدیل اختلاف منافع به خشونت جلوگیری کنند.
از این منظر، نظم نه حذف رقابت، بلکه تنظیم رقابت و ایجاد شرایط لازم برای همکاری نیز هست.
۲۰.۱۳ ـ همکاری اجباری و همکاری داوطلبانه
همه اشکال همکاری یکسان نیستند.
بخشی از همکاریها داوطلبانهاند و بر اعتماد، منافع مشترک یا ارزشهای مشترک استوارند. بخشی دیگر ممکن است از طریق اجبار نهادی یا قدرت سیاسی شکل بگیرند.
همکاری اجباری ممکن است در کوتاهمدت ظرفیت بسیج منابع را افزایش دهد، اما اگر با کاهش اعتماد و مشروعیت همراه شود، ممکن است در بلندمدت ارتباط و معنا را تضعیف کند.
بنابراین صرف وجود همکاری برای ارزیابی یک نظام کافی نیست؛ کیفیت، پایداری و سازوکار ایجاد همکاری نیز اهمیت دارد.
۲۰.۱۴ ـ رقابت کنترلنشده و عدم تعادل
رقابت بیش از حد میتواند پیامدهایی فراتر از افزایش کارآمدی داشته باشد.
اگر افراد یا گروهها برای حفظ موقعیت خود منابع لازم برای همکاری را از بین ببرند، سرمایه اجتماعی کاهش یابد و اعتماد عمومی تضعیف شود، رقابت میتواند به کاهش ظرفیت جمعی بقا منجر شود.
در این حالت، سازوکاری که در ابتدا میتوانست محرک نوآوری باشد، ممکن است به عامل عدم تعادل تبدیل شود.
۲۰.۱۵ ـ همکاری بیش از حد و پیامدهای آن
همکاری نیز در همه شرایط الزاماً مطلوب نیست.
اگر همکاری به حذف رقابت سالم، سرکوب تفاوتها یا حفظ ساختارهای ناکارآمد منجر شود، ممکن است نوآوری و سازگاری کاهش یابد.
همچنین همکاری درون یک گروه میتواند گاهی با تعارض میان گروهها همراه شود.
بنابراین باید میان همکاری درونگروهی، همکاری میانگروهی و پیامدهای آنها برای کل نظام انسانی تمایز گذاشت.
۲۰.۱۶ ـ همکاری و رقابت در مقیاسهای مختلف
همکاری و رقابت در سطوح مختلف زندگی انسانی دیده میشوند:
- فرد و فرد؛
- خانواده و خانواده؛
- گروه و گروه؛
- سازمان و سازمان؛
- جامعه و جامعه؛
- دولت و دولت.
ممکن است رابطهای در یک سطح رقابتی و در سطحی دیگر همکاریمحور باشد.
برای مثال، دو فرد ممکن است برای یک موقعیت اقتصادی رقابت کنند، اما هر دو عضو جامعهای باشند که برای حفظ امنیت عمومی با یکدیگر همکاری میکنند.
۲۰.۱۷ ـ همکاری، رقابت و منابع مشترک
منابع مشترک یکی از مهمترین زمینههای تعامل همکاری و رقابت هستند.
آب، مراتع، جنگلها، منابع دریایی و برخی منابع عمومی میتوانند هم فرصت همکاری ایجاد کنند و هم زمینه رقابت.
اگر قواعد روشن و سازوکارهای مؤثر برای استفاده از منابع مشترک وجود داشته باشد، امکان همکاری پایدار افزایش مییابد. در صورت نبود این قواعد، رقابت ممکن است به بهرهبرداری بیش از حد و کاهش ظرفیت بقا منجر شود.
۲۰.۱۸ ـ همکاری و رقابت در تحول جوامع
جوامع در طول تاریخ ترکیبهای متفاوتی از همکاری و رقابت را تجربه کردهاند.
افزایش جمعیت، تغییر فناوری، پیدایش بازارها، جنگ، مهاجرت و تغییرات محیطی میتوانند این ترکیب را تغییر دهند.
از این منظر، تحول اجتماعی را میتوان تا حدی بهعنوان تغییر مداوم در شیوههای سازماندهی همکاری، رقابت و تنظیم تعارض بررسی کرد.
۲۰.۱۹ ـ همکاری و رقابت و تعادل چهار ثابت
در نظریه ثابتهای انسانی، همکاری و رقابت زمانی اهمیت نظری بیشتری پیدا میکنند که اثر آنها بر چهار ثابت بررسی شود.
همکاری میتواند بقا را تقویت کند، ارتباط را افزایش دهد و نظم را پایدار سازد؛ اما اگر به شکل بسته و انحصاری درآید، ممکن است معنا یا ارتباط میان گروههای دیگر را تضعیف کند.
رقابت میتواند بقا را از طریق افزایش بهرهوری تقویت کند، اما اگر از ظرفیت تنظیم فراتر رود، ممکن است ارتباط، معنا و نظم را تضعیف کند.
بنابراین مسئله اصلی، حذف یکی و انتخاب دیگری نیست؛ بلکه تنظیم نسبت میان همکاری و رقابت در چارچوب تعادل چهار ثابت است.
۲۰.۲۰ ـ همکاری و رقابت و ظرفیت تنظیم
کیفیت نظام تنظیمکننده تعیین میکند که همکاری و رقابت چه پیامدی داشته باشند.
نظامی که بتواند اختلاف منافع را از طریق مذاکره، قانون، قرارداد، نهادهای داوری و سازوکارهای اجتماعی مدیریت کند، ممکن است رقابت را بدون تبدیل آن به بحران حفظ کند.
همچنین نظامی که بتواند همکاری را بر اساس اعتماد و قواعد روشن سازمان دهد، احتمالاً ظرفیت بیشتری برای مقابله با بحران خواهد داشت.
در این معنا، تنظیم حلقه واسط میان منافع متعارض و بقای نظام انسانی است.
۲۰.۲۱ ـ همکاری و رقابت و تابآوری
تابآوری یک جامعه تا حدی به توانایی آن برای همکاری در شرایط بحران و مدیریت رقابت بر سر منابع محدود وابسته است.
جامعهای که در زمان بحران بتواند همکاری مؤثر ایجاد کند، ممکن است آسیبهای وارده را سریعتر جبران کند.
از سوی دیگر، جامعهای که رقابت را در چارچوب قواعد قابلپذیرش نگه دارد، میتواند از مزایای رقابت بدون گرفتارشدن در تعارض مخرب استفاده کند.
۲۰.۲۲ ـ امکان سنجش همکاری و رقابت
برای بررسی تجربی این رابطه میتوان شاخصهایی مانند موارد زیر را مورد توجه قرار داد:
- سطح اعتماد اجتماعی؛
- مشارکت داوطلبانه؛
- عضویت و فعالیت در سازمانهای اجتماعی؛
- میزان همکاری بین گروهها؛
- شدت نابرابری؛
- میزان تعارض اجتماعی؛
- دسترسی برابر یا نابرابر به منابع؛
- کیفیت نهادهای حل اختلاف؛
- شدت رقابت اقتصادی؛
- میزان خشونت مرتبط با تعارض منابع؛
- ظرفیت همکاری در شرایط بحران.
این شاخصها باید با تعریفهای عملیاتی دقیق و در چارچوب مطالعات تجربی مورد استفاده قرار گیرند.
۲۰.۲۳ ـ فرضیههای قابل آزمون
میتوان چند فرضیه مقدماتی برای پژوهش تجربی پیشنهاد کرد:
فرضیه اول: افزایش اعتماد اجتماعی احتمال همکاری پایدار را افزایش میدهد.
فرضیه دوم: رقابت در چارچوب قواعد شفاف و قابلاعتماد میتواند با افزایش نوآوری و بهرهوری همراه باشد.
فرضیه سوم: رقابت شدید بر سر منابع کمیاب، در صورت ضعف نهادهای تنظیمکننده، احتمال تعارض را افزایش میدهد.
فرضیه چهارم: جوامعی که ظرفیت بیشتری برای همکاری در شرایط بحران دارند، احتمالاً ظرفیت بالاتری برای حفظ یا بازسازی کارکردهای بقا نشان میدهند.
فرضیه پنجم: رابطه میان همکاری و بقا خطی نیست و همکاری بیش از حد یا رقابت بیش از حد میتواند در شرایط خاص موجب عدم تعادل در سایر ثابتهای انسانی شود.
این فرضیهها نیازمند آزمون تاریخی، تطبیقی و آماری هستند و نباید نتایج آنها را پیشاپیش قطعی تلقی کرد.
نتیجهگیری
همکاری و رقابت هر دو از سازوکارهای بنیادی زندگی اجتماعیاند و هر دو میتوانند بر ظرفیت بقا اثر بگذارند. همکاری امکان تجمیع منابع، تقسیم کار، انتقال دانش و اقدام جمعی را فراهم میکند؛ رقابت نیز میتواند انگیزه نوآوری، بهرهوری و تلاش بیشتر ایجاد کند.
اما هیچیک بهصورت مطلق مطلوب یا نامطلوب نیست. همکاری بدون امکان اصلاح و رقابت سالم ممکن است به جمود و انحصار منجر شود و رقابت بدون تنظیم نیز میتواند اعتماد، ارتباط و نظم را تضعیف کند.
از منظر نظریه ثابتهای انسانی، مسئله بنیادی ایجاد ترکیبی سازگار و قابلتنظیم از همکاری و رقابت است؛ ترکیبی که بتواند بقا را تقویت کند و همزمان ارتباط، معنا و نظم را نیز حفظ یا بازسازی نماید.
جمله کلیدی: در نظریه ثابتهای انسانی، همکاری و رقابت هر دو سازوکارهای زندگی اجتماعیاند و اثر آنها بر بقا به شدت، زمینه و کیفیت تنظیم آنها و به چگونگی تأثیرشان بر ارتباط، معنا و نظم وابسته است.