سرمایه اجتماعی در نظریه ثابتهای انسانی
فهرست مقاله
مقدمه
سرمایه اجتماعی یکی از مفاهیمی است که میتواند رابطه میان افراد، شبکههای اجتماعی، اعتماد و همکاری را توضیح دهد. جامعه تنها از افراد و منابع مادی تشکیل نشده است؛ روابط، هنجارها، اعتماد و ظرفیت اقدام جمعی نیز بخشی از توان یک نظام انسانی را تشکیل میدهند.
در نظریه ثابتهای انسانی، سرمایه اجتماعی را میتوان یکی از ظرفیتهایی دانست که در حوزه «ارتباط» شکل میگیرد و میتواند بر بقا، معنا و نظم نیز اثر بگذارد. سرمایه اجتماعی نه یک منبع مادی ثابت، بلکه ظرفیتی اجتماعی است که میتواند ایجاد، تقویت، فرسوده یا بازسازی شود.
پرسش اصلی این مقاله آن است که روابط اجتماعی، اعتماد و هنجارهای همکاری چگونه به ظرفیتی تبدیل میشوند که میتواند عملکرد یک نظام انسانی را تقویت یا تضعیف کند؟
۲۵.۱ ـ مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی را میتوان مجموعهای از روابط، شبکهها، اعتماد و هنجارهایی دانست که ظرفیت همکاری و اقدام جمعی را افزایش میدهند.
واژه «سرمایه» در این مفهوم به معنای پول یا دارایی مادی نیست؛ بلکه به این معناست که روابط اجتماعی میتوانند مانند یک ظرفیت مورد استفاده قرار گیرند و در شرایط مناسب، امکان دستیابی به اهداف فردی و جمعی را افزایش دهند.
۲۵.۲ ـ سرمایه اجتماعی و ثابت ارتباط
سرمایه اجتماعی اساساً در بستر ارتباط شکل میگیرد.
افراد از طریق تعامل مداوم، شناخت متقابل، اعتماد و همکاری، روابطی ایجاد میکنند که در آینده میتواند برای حل مسائل مشترک مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین هرچه ارتباطات اجتماعی پایدارتر، متنوعتر و قابل اعتمادتر باشند، احتمال شکلگیری برخی اشکال سرمایه اجتماعی افزایش مییابد.
۲۵.۳ ـ تفاوت سرمایه اجتماعی با شبکه اجتماعی
شبکه اجتماعی مجموعه روابط میان افراد و گروههاست؛ اما سرمایه اجتماعی به ظرفیتهایی اشاره دارد که از این روابط حاصل میشود.
ممکن است فردی شبکه اجتماعی گستردهای داشته باشد، اما اگر در این شبکه اعتماد و همکاری وجود نداشته باشد، الزاماً سرمایه اجتماعی بالایی ایجاد نمیشود.
بنابراین:
شبکه، ساختار رابطه است؛ سرمایه اجتماعی، بخشی از ظرفیت حاصل از روابط.
۲۵.۴ ـ اعتماد بهعنوان عنصر سرمایه اجتماعی
اعتماد یکی از مهمترین عناصر سرمایه اجتماعی است.
اگر افراد انتظار داشته باشند که دیگران به تعهدات خود عمل میکنند، هزینههای نظارت و کنترل کاهش مییابد و همکاری آسانتر میشود.
اما اعتماد مطلق نیز ضرورتاً مطلوب نیست. اعتماد پایدار معمولاً در کنار شفافیت، پاسخگویی و قواعد قابل پیشبینی شکل میگیرد.
۲۵.۵ ـ هنجارهای اجتماعی
هنجارها انتظارات مشترکی درباره رفتار مناسب ایجاد میکنند.
رعایت نوبت، احترام به قرارداد، کمک متقابل یا مشارکت در امور عمومی نمونههایی از رفتارهایی هستند که میتوانند در قالب هنجارهای اجتماعی شکل بگیرند.
هنجارهای همکاری میتوانند هزینه اقدام جمعی را کاهش دهند و امکان همکاری پایدار را افزایش دهند.
۲۵.۶ ـ سرمایه اجتماعی و همکاری
سرمایه اجتماعی میتواند ظرفیت همکاری را افزایش دهد.
افرادی که در شبکهای از روابط مبتنی بر اعتماد قرار دارند، ممکن است برای حل مسائل مشترک آسانتر با یکدیگر همکاری کنند.
از این منظر، سرمایه اجتماعی میتواند پلی میان «ارتباط» و «اقدام جمعی» باشد.
۲۵.۷ ـ سرمایه اجتماعی و بقا
سرمایه اجتماعی میتواند بهطور غیرمستقیم بر بقا اثر بگذارد.
در شرایط دشوار، افراد میتوانند از شبکههای اجتماعی برای دسترسی به اطلاعات، حمایت، منابع و کمک متقابل استفاده کنند.
در بحرانهای طبیعی یا اقتصادی نیز شبکههای اعتماد و همکاری ممکن است بخشی از ظرفیت جامعه برای کاهش آسیب را تشکیل دهند.
۲۵.۸ ـ سرمایه اجتماعی و منابع
سرمایه اجتماعی جایگزین منابع مادی نیست، اما میتواند نحوه دسترسی و استفاده از آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
برای مثال، دو جامعه با منابع طبیعی مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در اعتماد، همکاری و کیفیت روابط اجتماعی، توان متفاوتی در استفاده از منابع داشته باشند.
بنابراین منابع مادی و سرمایه اجتماعی میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
۲۵.۹ ـ سرمایه اجتماعی و اقتصاد
اعتماد و شبکههای اجتماعی میتوانند هزینه انجام معاملات اقتصادی را کاهش دهند.
هنگامی که افراد و سازمانها به یکدیگر اعتماد بیشتری دارند، ممکن است بتوانند با هزینه کمتر و سرعت بیشتر وارد مبادله و همکاری شوند.
بااینحال، اعتماد اجتماعی نباید جایگزین قرارداد، قانون و نظارت شود؛ بلکه میتواند در کنار آنها عمل کند.
۲۵.۱۰ ـ سرمایه اجتماعی و معنا
سرمایه اجتماعی تنها از محاسبه منفعت مادی شکل نمیگیرد.
ارزشهای مشترک، احساس تعلق، هویت جمعی و مسئولیت اجتماعی نیز میتوانند افراد را به همکاری با یکدیگر ترغیب کنند.
در اینجا سرمایه اجتماعی با ثابت «معنا» پیوند پیدا میکند.
جامعهای که افراد آن احساس کنند بخشی از یک مجموعه مشترک هستند، ممکن است ظرفیت بیشتری برای اقدام جمعی داشته باشد؛ البته این فرض باید در شرایط مختلف بهصورت تجربی بررسی شود.
۲۵.۱۱ ـ سرمایه اجتماعی و نظم
سرمایه اجتماعی میتواند بخشی از سازوکارهای غیررسمی نظم اجتماعی باشد.
اگر افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و هنجارهای مشترک را رعایت کنند، بخشی از هماهنگی اجتماعی بدون نیاز به کنترل رسمی انجام میشود.
اما سرمایه اجتماعی نمیتواند جایگزین کامل قانون و نهادهای رسمی باشد. در جوامع پیچیده، نظم پایدار معمولاً به ترکیبی از سازوکارهای رسمی و غیررسمی نیاز دارد.
۲۵.۱۲ ـ سرمایه اجتماعی درونگروهی
روابط نزدیک درون یک گروه میتواند سرمایه اجتماعی قدرتمندی ایجاد کند.
خانوادهها، جوامع محلی، گروههای حرفهای و انجمنها ممکن است شبکههایی از اعتماد و حمایت متقابل ایجاد کنند.
این نوع سرمایه اجتماعی میتواند برای اعضای گروه بسیار سودمند باشد.
اما اگر ارتباط با خارج از گروه ضعیف شود، همین ساختار ممکن است به بستهشدن اجتماعی منجر شود.
۲۵.۱۳ ـ سرمایه اجتماعی میانگروهی
سرمایه اجتماعی میانگروهی به روابطی اشاره دارد که گروههای متفاوت را به یکدیگر متصل میکنند.
این نوع ارتباط میتواند برای کاهش شکاف اجتماعی اهمیت ویژهای داشته باشد.
جامعهای که تنها دارای پیوندهای قوی درونگروهی باشد، ممکن است همچنان با شکافهای شدید میان گروهها مواجه باشد.
بنابراین برای انسجام گسترده اجتماعی، وجود ارتباط میان گروهها نیز اهمیت دارد.
۲۵.۱۴ ـ سرمایه اجتماعی و شکاف اجتماعی
سرمایه اجتماعی میتواند هم انسجام ایجاد کند و هم در شرایطی به تشدید مرزبندیها کمک کند.
اگر اعتماد و همکاری فقط درون گروهی خاص شکل بگیرد و گروههای دیگر بیگانه یا تهدید تلقی شوند، سرمایه اجتماعی یک گروه ممکن است همزمان با کاهش ارتباط میان گروهها همراه شود.
ازاینرو باید در ارزیابی سرمایه اجتماعی پرسید:
سرمایه اجتماعی برای چه کسانی و در چه سطحی ایجاد شده است؟
۲۵.۱۵ ـ سرمایه اجتماعی و قدرت
همه شبکههای اجتماعی از نظر قدرت یکسان نیستند.
گروههایی که به منابع، اطلاعات یا نهادهای قدرتمند دسترسی بیشتری دارند، ممکن است بتوانند از شبکههای خود برای تأمین منافعشان استفاده کنند.
بنابراین سرمایه اجتماعی لزوماً به معنای برابری اجتماعی نیست.
ممکن است گروهی سرمایه اجتماعی بالایی داشته باشد، اما همین ظرفیت در شرایط خاص به بازتولید نابرابری کمک کند.
۲۵.۱۶ ـ سرمایه اجتماعی و نابرابری
اگر دسترسی به شبکههای اعتماد و همکاری بهشدت نابرابر باشد، افراد محروم از این شبکهها ممکن است فرصتهای کمتری برای اشتغال، آموزش، اطلاعات و حمایت اجتماعی داشته باشند.
از این منظر، سرمایه اجتماعی میتواند هم ابزاری برای کاهش آسیب و هم عاملی برای حفظ برخی نابرابریها باشد.
این دوگانگی باید در تحلیل نظریه ثابتهای انسانی مورد توجه قرار گیرد.
۲۵.۱۷ ـ سرمایه اجتماعی و دولت
دولت و نهادهای عمومی میتوانند بر شرایط شکلگیری سرمایه اجتماعی اثر بگذارند.
اجرای عادلانه قانون، شفافیت، پاسخگویی و ایجاد فرصت مشارکت میتواند زمینه اعتماد و همکاری اجتماعی را تقویت کند.
در مقابل، بیثباتی نهادی، تبعیض یا کاهش پیشبینیپذیری ممکن است سرمایه اجتماعی را فرسوده کند.
بااینحال، رابطه دولت و سرمایه اجتماعی یکطرفه نیست؛ جامعه مدنی و شبکههای اجتماعی نیز میتوانند بر کیفیت نهادهای عمومی اثر بگذارند.
۲۵.۱۸ ـ سرمایه اجتماعی و بحران
بحران یکی از موقعیتهایی است که اهمیت سرمایه اجتماعی را آشکار میکند.
در شرایط بحران، شبکههای اعتماد میتوانند امکان تبادل سریع اطلاعات، حمایت متقابل و بسیج منابع را فراهم کنند.
اما بحران همچنین میتواند سرمایه اجتماعی را تخریب کند، بهویژه اگر افراد احساس کنند منابع ناعادلانه توزیع شده یا اطلاعات قابل اعتماد نیست.
بنابراین بحران میتواند هم آزمون سرمایه اجتماعی و هم عامل تغییر آن باشد.
۲۵.۱۹ ـ سرمایه اجتماعی و تابآوری
سرمایه اجتماعی میتواند یکی از منابع بالقوه تابآوری باشد.
وجود روابط متنوع، اعتماد نسبی و هنجارهای همکاری میتواند به جامعه کمک کند تا در هنگام اختلال، منابع و تواناییهای خود را سریعتر بسیج کند.
اما سرمایه اجتماعی بهتنهایی برای تابآوری کافی نیست. منابع مادی، فناوری، نهادها و ظرفیت تنظیم نیز اهمیت دارند.
ازاینرو باید سرمایه اجتماعی را یکی از اجزای شبکه گستردهتری از ظرفیتهای تابآوری دانست.
۲۵.۲۰ ـ فرسایش سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی ممکن است در طول زمان کاهش یابد.
عواملی مانند افزایش بیاعتمادی، شکافهای شدید اجتماعی، فساد، تجربههای مکرر عدم وفای به عهد، تبعیض و ضعف ارتباط میان گروهها میتوانند به این فرسایش کمک کنند.
فرسایش سرمایه اجتماعی ممکن است به کاهش همکاری و افزایش هزینههای کنترل و نظارت منجر شود.
۲۵.۲۱ ـ بازسازی سرمایه اجتماعی
بازسازی سرمایه اجتماعی معمولاً نیازمند زمان است.
شفافیت، گفتوگو، تجربههای موفق همکاری، پاسخگویی، اجرای قابل پیشبینی قواعد و ایجاد فرصتهای مشارکت میتوانند به بازسازی تدریجی اعتماد کمک کنند.
بنابراین سرمایه اجتماعی را میتوان دارای نوعی پویایی انباشتی دانست: ایجاد آن ممکن است زمانبر باشد و تخریب آن نیز ممکن است پیامدهای بلندمدت داشته باشد.
۲۵.۲۲ ـ سرمایه اجتماعی و تعادل چهار ثابت
سرمایه اجتماعی با هر چهار ثابت انسانی ارتباط دارد:
- بقا: از طریق حمایت متقابل و بسیج منابع.
- ارتباط: از طریق شبکههای اعتماد و تعامل.
- معنا: از طریق ارزشها، هویت و هنجارهای مشترک.
- نظم: از طریق قواعد غیررسمی، اعتماد و همکاری.
از این منظر، سرمایه اجتماعی میتواند یکی از سازوکارهای واسط میان چهار ثابت باشد.
اما اگر سرمایه اجتماعی فقط در بخش کوچکی از جامعه متمرکز شود، ممکن است به جای ایجاد تعادل، شکاف میان گروهها را افزایش دهد.
۲۵.۲۳ ـ امکان سنجش سرمایه اجتماعی
برای بررسی تجربی سرمایه اجتماعی میتوان مجموعهای از متغیرها را مورد مطالعه قرار داد:
- سطح اعتماد عمومی؛
- اعتماد میان گروهها؛
- مشارکت مدنی؛
- عضویت در انجمنها و سازمانها؛
- میزان همکاری داوطلبانه؛
- گستره شبکههای اجتماعی؛
- ارتباط میان گروههای مختلف؛
- رعایت هنجارهای همکاری؛
- مشارکت در فعالیتهای عمومی؛
- ظرفیت اقدام جمعی در شرایط بحران.
هیچیک از این شاخصها بهتنهایی بیانگر کل سرمایه اجتماعی نیست و برای سنجش دقیقتر باید مجموعهای از شاخصها در کنار یکدیگر بررسی شوند.
۲۵.۲۴ ـ فرضیههای قابل آزمون
در چارچوب نظریه ثابتهای انسانی میتوان فرضیههای زیر را مطرح کرد:
فرضیه اول: افزایش اعتماد عمومی با افزایش ظرفیت همکاری جمعی همراه است.
فرضیه دوم: جوامعی که شبکههای ارتباطی متنوعتری دارند، در شرایط بحران ظرفیت بیشتری برای بسیج منابع اجتماعی نشان میدهند.
فرضیه سوم: سرمایه اجتماعی میانگروهی میتواند با کاهش شکاف و افزایش انسجام اجتماعی همراه باشد.
فرضیه چهارم: تمرکز سرمایه اجتماعی در گروههای بسته ممکن است همزمان با افزایش همکاری درونگروهی و کاهش ارتباط میانگروهی همراه شود.
فرضیه پنجم: فرسایش اعتماد نهادی میتواند به کاهش بخشی از سرمایه اجتماعی و افزایش هزینههای هماهنگی و کنترل منجر شود.
این فرضیهها باید با مطالعات تطبیقی و دادههای تجربی آزمون شوند.
نتیجهگیری
سرمایه اجتماعی را میتوان یکی از ظرفیتهای مهمی دانست که از روابط انسانی، اعتماد، شبکهها و هنجارهای همکاری شکل میگیرد. این ظرفیت میتواند به افراد و جوامع کمک کند تا منابع خود را بهتر هماهنگ کنند، در شرایط دشوار از یکدیگر حمایت کنند و برای حل مسائل مشترک اقدام کنند.
بااینحال، سرمایه اجتماعی همیشه و در همه سطوح پیامد یکسانی ندارد. سرمایه اجتماعی درونگروهی ممکن است انسجام یک گروه را افزایش دهد، اما اگر ارتباط میان گروهها ضعیف باشد، میتواند با شکاف اجتماعی همراه شود.
از منظر نظریه ثابتهای انسانی، بنابراین اهمیت سرمایه اجتماعی در توانایی آن برای ایجاد ارتباط، تسهیل همکاری، حمایت از بقا، تقویت معنا و کمک به نظم اجتماعی است؛ مشروط بر آنکه این ظرفیت در سطحی گسترده و قابلتنظیم شکل گیرد.
جمله کلیدی: در نظریه ثابتهای انسانی، سرمایه اجتماعی ظرفیتی حاصل از روابط، اعتماد، شبکهها و هنجارهای همکاری است که میتواند توان یک نظام انسانی را برای ارتباط، اقدام جمعی، تأمین بقا و حفظ یا بازسازی نظم و معنا افزایش دهد.